ای روح من!

ای آتش فروزان اهورا مزدا!

تو  ای جلوه گاه آن بزرگترین سزاوار نیایش!

فروزان باش در جهان

با زبانه های سرخ فام درخشنده

باشد که در جانم و جهانم 

همیشه، همیشه، تا زمان بی پایان،  خواستهای اهورا را برآورده سازی

آرزوهایم را که بر زبان آید و نیاید

با خواست اهورا هم نوا سازی

آرامش و آسودگی را پیش کش جانم و جهانم سازی

فراخی در روزی

پاکی و استواری در دین

گفتاری رسا و آوایی خوش از پس دانش

و دانشی که به سوی زندگی خوش و سعادت راهبرمان گردد.

ای روح من

ای آتش فروزان اهورا مزدا

ببخشای به جانمان و جهانمان بهترین رفتار و کنش را

که دلیر و پیکارنده و نیرومند باشیم

که با فر و فرهنگ باشیم

که در نور دانش راه سپاریم

که در خانه های ما فرزندانی برومند و زورمند و زیبا پیکر و گویا و رزمنده در راه حق و حقیقت

باهوش و دانش و اندیشه و گفتار و کردار نیک زاده شوند

که دریابند خانه و خانواده و دهکده و شهر و کشور ما را.

ای روح من

آی آتش فروزان اهورا مزدا

ما را هماره دریاب به انجام  آنچه که رستگاری دهد 

و بهروزی و بهزیستی آورد

 و با نیکی خود 

بهره  مند کن ما را از بهترین نعمتها ی اهورا

و خانه های باشکوه و پر آسایش

با محرابهای همیشه روشن

و دریاب روان مارا به آرامش

تا راه پاک پارسایی را بپوییم.

برخوردارم کن از تمام نیکی ها

از دارندگی و برازندگی

از دولت و زورمندی و مهربانی و دلاوری

برخوردارم کن از اندیشه های روشن

 و هوشی زیاد و آزادگی و سرفرازی

و نیرومندی و دلیری

برخوردارم کن از خانه ای فراخ و زیبا و پر آسایش

خانه ی جسم و خانه ی جان

که آوای فرزندان دلیر ازآن برخیزد

که آرامش بخشد مرا ...کشور را.

درود بر تو ای روح من

ای آتش فروزان اهورا مزدا

می ستایم خدایی را که تو را درخشان و پاک و نیک آفرید

خدایا

اینک که تقدس تو بر من آشکارست

روحم را توان و نیرو بخش

تا بهترین اندیشه و گفتار و کردار

از آن من باشد

یاری ام ده

که با بدی و زشتی و دروغ در نبرد باشم

روانم را پالوده گردان

که از بدی و راه بی فرجام بر حذر باشم

تا شایسته ی پرستش خدایی بزرگ باشم.

ایدون باد.

 

 

 راشین گوهرشاهی

برداشتی شخصی  از سناریوی آتش نیایش - از آیین زرتشت.برگرفته از کتاب  نور، آتش و آتشکده در آئین زرتشت، نوشته دکتر جهانگیر اوشیدری، 1379

پی نوشت1:

دلیل تغییر سناریوی ستایش زرتشت به صورت بالا دارا بودن  این اعتقادست که همه ی ادیان توحیدی در پی هم و تایید کننده ی هم هستند. با این نگاه، می شود بنا به قول خود موبدان زرتشت، به این نتیجه رسید که آتش، که سنبلی از کعبه در اسلامست، نمادیست از آتش روحی که از جانب خدا در وجود ما گداخته شده است.پس اگر نیایش های  آتش را خطاب به آتش الهی درون  و روح الهی خود بخوانیم، می توانیم بی هیچ واهمه ای از حظ درونی آن بهره مند شویم. سناریوی ستایش آتش در دین زرتشت، به عقیده من، صحبتها و خواستهای آدمی از روح خودست .نجواهایی درونی که منجر به افزونی آگاهی و توجه به خود الهی و خودشناسی میشود. مشابه چنین ستایشهای ویژه ای را در هیچ یک دیگر از ادیان و مذاهب ندیده ام که چنین ساده و گویا و روشن و پاک و در جهت رشد روحی بشر باشد.  این نیایش را چنان یافتم که خواندنش را روزی یک بار بر خود واجب بدانم تا به قدرت الهی اش دست یابم و با یکی شدن با "من الهی" خود و شعله ی جانی که از جانب او بی واسطه در درونم شعله ورست، از غم احساس تنهایی و پوچی بدر آیم و سعیم چنانی باشد که درین نیایش الهی از روح خود خواسته ام.

مطمئنا چنین خواست و برداشتی از این ستایش اهورایی، مخالفتی با دستورات دینی و اسلامی هم نخواهد داشت و در نوع خود، یک مراقبه ی عالی و تکامل یافته  است که نتایج اثر بخش و فوری دارد. تاثیر چنین نیایشهای پاک و سترگی را در سکنات و رفتار اغلب هموطنان زرتشتی خود می بینیم که به راستی انسانهای خردمندی فارغ از درد دروغ و تزویر و ظلم و بدکرداری هستند.  

از آنجا که دین اسلام برای تکمیل دیگر ادیان آمده است نه در نفی آنهاو برگرفتن چند کلام نیکو از دیگر ادیان توحیدی نه تنها هیچ  مغایرتی با  روح دیگر ادیان توحیدی بعد از خود ندارد...بلکه به تعبیر قرآن یکی از نشانه های مومنین اینست که سخنان را می شنوند و از برترین سخنان پیروی می کنند. حتی  امام اول شیعیان نیز خودشان هر روز، بر طبق روایتی معتبر، چند آیه ی ثابت از تورات را تلاوت می کردند.  پس وظیفه ی مومن، اعتقاد به تمام کلمات و سخنهای نیکوی دنیاست حتی اگر متعلق به مذاهب و منشهایی دیگر باشد  و نه فقط تعدادی معدود از سخنان  و در قلمرویی معدود از مذهب و دین و کتاب آسمانی اسلام هم برای تکمیل سایر ادیان الهی و توحیدی آمده و نه برای نفی و انکار آنها. 

 

پی نوشت 2:

به دلیل کمیاب بودن و البته مفید بودن این کتاب برای تمام ادیان، قصد داشتم پی دی اف اینترنتی کتاب را که در اختیار دارم، در اینترنت منتشر کنم. ولی متاسفانه مولف این کتاب از دنیا رفته اند و در کتاب هم ذکر شده که حقوق چاپ برای مولف محفوظ است. برای کسب اجازه از  وراث مولف، امکانی برای دسترسی به ایشان پیدا نکردم!ظاهرا این کتاب فقط یک بار چاپ شده و آنهم فقط توسط خود ایشان به صورت ناشر مولف در زمان حیاتشان  و کتابی نایاب است. به هرحال من این کتاب را دارم و خوشحال می شوم اگر بتوانم به اهل تحقیق کمکی برسانم.