زندگی و آدمها خیلی زشت تر از آنی هستند که ما "خیال "می کنیم!

شاید به خاطر همین طرز تفکر است که همیشه سعی می کنم فاصله ام را با آدمهای زندگی ام حفظ کنم. همیشه چاله ای عمیق  بین خودم و کل زندگی و آدمهای دیگر حفر میکنم. خندقی دورتادور خودم..و خودم می شوم صاحب یک جزیره ی منفرد در بطن زندگی. آنوقت، آن خندق عمیق مابین خودم و دیگران را، پر می کنم با "خیال"...

خیالهایی که از واقعیت های کذایی زندگی و آدمها،  زیباترند و همیشه خصلتهای زشت آدمهای دورو برم را ندید میگیرند و فقط خوبیها را...خوبیهای معدود و  نامحدود آنها را با قدرت سحر انگیز خود، چند برابر می کنند!

می دانم! آدم نباید دروغ بگوید..آدم نباید به خودش دروغ بگوید و با ساختن یک خندق خیالی خودش را گول بزند که آدمها خوبند...که زندگی سرشار از عشق و اعتماد است...اما دانستن واقعیت تلخ ماهیت  آدمها و طرز فکر و عملهایشان  نوعی ضربه زدن به خود است و خودآزاری محض...من ترجیح می دهم که همچنان خیال کنم آدمها خوبند...هرچند زندگی، گاهی اوقات، خلاف این واقعیت خیالی را هم برایم  اثبات کرده باشد.

هلا ای انسانهای  خیالی زیبا! من به حقیقت وجودی شما و افکار پریشانتان هیچ کاری ندارم. لطفا فقط بگذارید با خیالهای خودم خوش باشم و فکر کنم همچنان زندگی در کنار و نزدیک شما  زیباست...آدمها همیشه یار و مهربان و غمخوار همند و دیگر هیچ غمی نیست؛ جز دوری شما!