دیگر تقریبا مطمءن شده ام که وقوع یک زندگی اجتماعی، مابین این آدمها تماما بر مبنای نیاز و تداوم آن بر مبنای زیاده طلبی و رقابت است. محدوده کذایی "اجتماع" مکان ذهنی و نامشخصیست که بنای سطحی آن عمدتا  بر هسته نیازها،رقابتها، برتری طلبی ها و حسادتهای بی پایه نهاده شده است و این اجتماع بیمار، آرزوی درک و دیدار مدینه ای فاضله را، از همان ابتدای بنای خویش، از خود دفع میکند. 

اگردر دید عرفا مدینه فاضله متشکل از اجتماعی باشد که اهالی آن مبنای ارتباطاتشان را برعشق و رفعت و مهربانی و انسانیت بنانهاده باشند، بر خلاف معدود اجتماعات دونفره و یا خانوادگی، اجتماع کلی ما درین سرزمین چیزی نیست جز تضاد مبرهنی با اصول انساندوستی و دیگرخواهی که علی رغم بیمار بودن خود قدرت مکشی سترگ دارد که هررهگذری را از جوار  میبلعد و در بطن خود هضم میکند...پس انسانی که در جستجوی کمال و فردیت باشد چاره ای جز این ندارد که از اجتماع ذهنی بیمار در هرکجایی که باشد بگریزد و به درون سالم و امن خود و طبیعت پناه ببرد.

چرا که رنج تلخ تنهایی که به تلاشی همیشگی برای راه یافتن به کمالی انسانی آمیخته باشد، از لولیدن در اجتماعی که تمام ذهنیت آن آلوده به تلاشی داءمی برای رقابت و کسب برتری و بیشتر داشتن از هرچیزی نظیر مقام و شهرت و ثروت و مکنت است، در ترازوی  شعور و درک انسانیت عقلانی تر به نظر می آید.

***

ازینروست که در اجتماعات بیمار،  اینگونه به نظر می آید که آدمهای خوب، همیشه در سایه اند و یا محکوم به رانده شدن در سایه هستند. جایی که معمولا  نه به شمار می آیند، و نه دیده می شوند.  بی نیازی آنها به دیده شدن، مانع از آن می شود که بتوان آنها را در زمره آمار اجتماعی فرض کرد که معمولا تصویر آشکاری از هویت خویش را در نوع رفتارهای بارزی از جامعه آماری خود بروز می دهد.

با اینحال، قسمت اعظمی از کنشهای مثبت ناخودآگاه اجتماع، ناشی از آثار رفتاری  آدمهای خوب و در سایه است. شکل گرفتن بسیاری از سنتها، که  رفتارهای عاطفی اجتماعی را به سمت و سوی نیکی سوق می دهد، معمولا محصول عمل آدمهاییست که اعتقاد به نیکی دارند اما شخصیت و ماهیت فردیشان بی نیاز از درخشش و شهرت در بطن اجتماع است . علی رغم ماهیت بیمار اجتماع و به تبع آن، به حاشیه رانده شدن اینگونه افراد، این انسانهای معتقد به نیکویی و متعهد  به زایندگی، همچنان نقش والد مادر را در فضای خانوادگی اجتماع ایفا می کنند؛ به همین دلیل است که در کمتر جایی نامی از آنها می بینیم اما همه جا  آثار نیکوی آنها را به چشم می خورد  و وجود همینهاست که به بدنه اجتماع، امنیت، آرامش و خوش بینی داءمی را تزریق می کند.

 

راشین گوهرشاهی