در حیرتم از مسءولین کشوری که ادعای شیعی بودن دارند و خود را پیرو آن امامی می دانند که وقت شنیدن ربوده شدن خلخال از پای زن یهودی فرمودند  "اگر مسلمان از غم این حادثه بمیرد رواست"،

 

 در کشوری که یکی از اولین رییس جمهورهای دوران انقلابش  پیش از آن خود  دست  فروشی می کرده و همین مایه ی مباهات ملتش بوده، چگونه در برابر ظلمی که به این قشر مظلوم  و بی دفاع، که قربانی شرایط فاسد اقتصادی جامعه ناشی از  حق خوریهای میلیاردی دلالان دست نشانده  بخش دولتی و خصوصی اند ، میشود، می خواهد پاسخگوی مردم و خدای مردم باشد؟! 

آیا منصفانه تر آن نیست که به جای نادیده انگاشتن مفسده های آقاها و آقازاده ها و در عوض؛ حذف تنها منبع درآمد چند صد خانوار از راه  دست فروشی، فضاهای باز بلا استفاده سطح شهر، که به دلایل مختلف، از ساز و کار و احداث بنا در آنها خبری نیست ...و یا محدوده های  مشخصی از فضای پارکها و فرهنگسراها در هر محله  به کسب و کار این قشر کم درآمد و خلاق اختصاص یابد؟

و به جای ضرب و شتم و مصادره اموال به ناحق، در کنار آنهمه ریخت و پاشهای بی دلیل بیت المال در هر مناسبت،  و مالیاتهای هنگفتی که دایما از مردم دریافت می شود، با حمایت شهرداری، که مدعی مزاحمت این انسانهای مظلوم و بی دفاع و پیوسته معترض و متعرض به حقوق انسانی و شرعی آنهاست ،  به این عزیزان  فرصتی برای نوشکوفایی در سایه عرضه محصولات خود در نمایشگاههای دایمی و به صورت بلاواسطه به مصرف کننده داده شود؟ آیا شهرداری نمی تواند لااقل  از دریافت مالیات ناچیز این عده ی محروم چشم پوشی کند و طبق وظیفه شرعی و اسلامی شهرداران بر اساس توصیه های امام علی در نامه به مالک اشتر و سایر ولایت مداران، با مردم و بالاخص محرومین آن با عدالت و ملایمت برخورد کند؟! 

چرا به جای طرح مقابله با دست فروشان، طرح ساماندهی دست فروشان در قالب ایجاد و سازماندهی نمایشگاههای دایمی و نمایشگاههای سیار یک روز در هفته ای که هر روز از هفته در یک منطقه ی شهرداری بر پا بشود نظیر دوشنبه بازارها و سه شنبه بازارها دوباره از سر راه نمی افتد تا به مردم کم بضاعت هم فرصت حضور در عرصه ی محدود اقتصادی و کسب درآمد و تامین رزق خانواده و  اشتغال فردی  داده شود؟! 

می ترسم که آه این مظلومین، پیش ازآنکه دامن مسببینش را بگیرد، انسانهای ساکت این شهر را نیز غریق مصیبت و بلا کند... از ماست که برماست.

 

ر.گ