فلسفه و تحلیل خرافات

خیلی جالب است که طبیعت، با المانهای خود انسان؛ با او حرف می زند. چیزی به اسم خرافات وجود ندارد و البته هر قراردادی، به گونه ای خودش می تواند نوعی خرافات تلقی شود.

اینکه مثلا من یک روز با خودم تصمیم گرفته باشم که هرجا  پرنده ، پروانه یا پر سفیدی در آسمان و یا روی زمین ببینم، گمان کنم که خدا دارد به من لبخند می زند، لاجرم، هرجایی که با سوسک،  یا پر سوسکی برخورد کنم، گمانی که نصیبم می شود، این شبهه است که شیطان دارد  به من لبخند می زند! آنوقت می توانم این قرار داد ذهنی را برای خودم در هر صحنه از زندگی اجرا کنم. یعنی  در بسیاری از شرایط، موقعیتهای خیر و شر را با همین المانهای از پیش تعیین شده، ارزیابی کنم.

معمولا در اکثر مواقع این المانها درست کار می کنند و هرجایی که به المانهای سری اول بر بخورم، متوجه می شوم در نتیجه  نگاه مثبت، کار مثبت و خیریست که انجام داده ام و یا امکان انجام آن رویارویم قرار خواهد گرفت و هرجایی که تهدید امکان انجام رفتار شری می رود، المانهای منفور و بد، در مسیر بصری ام قرار خواهند گرفت.

به صورت واقع بینانه تر می توانم این تجربه را بیان کنم  و آنهم اینکه همیشه پس از تجربه ی لذت بخش عشق به خدا و طبیعت و فرو رفتن در لذت دیدار اجزای هستی، حتی در عجیب ترین و خلوت ترین مکانهایی که امکان دیدار پرنده یا پروانه یا پری را ندارم، ولی این المانها بر اساس قرارداد ذهنیی که با طبیعت بسته ام، در مسیر تجربه ام قرار می گیرند و  بالعکس آن، هر روزی که یک جسد سوسک، یک پر سوسک، و یا تخم ریزی یک مگس و یا سماجت یک خر مگس، یا لاشه ی یک پرنده را می بینم، متوجه می شوم که به زودی و شاید چند لحظه بعد، علی رغم حال بسیار خوبی که  اکنون دارم، ممکن است در مسیری قرار بگیرم که امکان بروز رفتار بد ، مشاجره و یا انجام یک گناه برایم پیش بیاید و حالا این انتخاب منست که چگونه با آن صحنه ی  گناه و یا امکان بروز خطا و مشاجره، با قدرت و تفکر مثبت، برخورد کنم و معمولا همین  هم می شود.

بر طبق این برداشت، در حقیقت، طبیعت وظیفه خود را در قبال قرارداد ذهنی من، که اخطار موقعیت های شر و خطرسازست به خوبی انجام می دهد و همچنین در ادراک موقعیتهای نیک و ارزشمند، نظیر دیدن لبخند خدا ؛ هخمچنانکه در  اخطار دادن موقعیتهای گناه آلود، یا لبخند شیطان.طبیعت این عمل را در بازپروری فطری من  برای تمرکز بیشتر و درک بهتر موقعیت بد و یا اطلاع از مسیر دریافت موهبتهای خوب، به بهترین وجه  انجام داده است در حالیکه ممکن است از دید یک ناظر ثانی، که از فلسفه ی بروز این عادت رفتاری در نوع و شیوه ی نگاه من اطلاعی نداشته باشد، این طرز برخورد با دیدن و اهمیت دادن به بال سوسکها و خرمگسها و پر پرنده ها، نوعی خرافه پرستی احمقانه محسوب شود!

 

ویرایش نشده

 

/ 1 نظر / 4 بازدید
sara

سلام واقعا وبلاگ زیبایی دارین! خوشحال میشم به وبم سر بزنین! اگه با تبادل لینک موافقی با اسم دل نوشته لینکم کن و خبر کن تا لینکت کنم! موفق باشی