دزدهای جوانمرد

حال این دزدهای عزیز را نمی فهمم! می گویم دزدهای عزیز، به خاطر این که  سومین بارست که شیشه ی ماشین را باز میبینم و تمام بساط داخل داشبورد و غیره را بهم ریخته اما در نهایت هیچ چیزی از ماشینم کم نمی شود. چه عزیزند این دزدهایی که هیچ نمی دزدند! دلم می خواهد فقط یک بار پس از ارتکاب عمل بهم ریختن ماشین و چیزی ندزدیدن، یک مصاحبه ترتیب بدهم با آقای دزد و بپرسم: سلام آقای دزد! می شود انگیزه مقدستان را از بهم ریختن خودروی بنده و هیچ ندزدیدن، توضیح بدهید! خیلی برایمان عزیزید آقای دزد! آخر فقط شماهستید که در این زمانه بهم ریخته که سگ به صاحبش رحم نمی کند، و همه دنبال راهی برای سوار شدن و دوشیدن و دزدیدن از هم هستند، جوانمردی می کنید وحتی وقتی تمام شرایط برای دزدی مساعد است، و شما به اندازه کافی وقت دارید که در همه کیفها و بسته ها را بازکنید و روی صندلی بریزید،  باز هم جوانمردی می کنید و هیچ نمی دزدید...ممنونم از شما که لااقل به دلایلی که من نمی دانم هنوز  لوطی باقی  مانده اید و این نانها از گلویتان پایین نمی رود .

چند وقت پیش هم در حال گذشتن از عرض خیابان خلوت، گویا یکی از دوستان شما بود که سوار برموتور دستش را دراز کرد برای قاپیدن کیفم و منی که از شدت ترس دست بچه کوچکم را محکم تر گرفته بودم و کیفم را به خودم چسبانده بودم، دیدم که ندزدید و گذشت. درحالیکه می توانست بدزدد و برود. راستش پشت سرش مادرانه دعا کردم که دیگر خیال دزدی از سرش بیفتد و برکت نان حلال دندانش را بگیرد. حالا نمی دانم حالش چطور است. 

 

به هرحال اینبار هم به خیر گذشت! یادم باشد همیشه شیشه ماشین را بعد از پیاده شدن چک.کنم تا زحمت شما کم بشود.

 

ویرایش نشده

/ 1 نظر / 9 بازدید
میم

جالب نوشتین. احسنت.