مونالیزا

فکر می کنی راهی هست که آدم بتواند دلتنگی هایش را دور بریزد؟ که آدم بتواند علی رغم اندوه نبودنت به خودش سر سلامتی بدهد و بگوید؛ انشالله که خیر است! آنکه رفته و آنچه که رفته با چشم بر هم زدنی باز می گردد! نه نمی توانی. نه نمی توانم. 

 دلم می خواهد آسمان را خط خطی بکنم. روی زمین جایی برای گامهای تو هست. تمام شهر را می گردم تا لاااقل تقدیرم چنین باشد که جای گامهای تو گام بردارم. لمس گامهای تو را در جاده های رفته، خیابانهای گز کرده، مترو ها و خط های عبوری دوست دارم.  چه رنج بزرگیست مهر ورزیدن به آنکه نیست. دوست داشتن آنچه که نادیدنیست؛ تو از درونت بر می آشوبی و خرد می شوی...و حتی چشمی شاهد این فروریختن و از درون شکستن نیست.

خوب می دانم در دنیایی که ژست اغلب رونشفکر مآبانش خوردن شراب و کشیدن سیگار و کافه رفتن و  ستایش س.ک.س و ارتباطات چندگانه است، و ژست  مذهب گرایانش روضه  هر روزه و  به این و به آن دشنام دادن و تخریب این و آن و بر سر و سینه کوباندن است، بودن آدمی عین من که بخواهد ورای ژستها و ادااطوارهای روشنفکر مآبانه یا تعصبهای مذهبی بهت آور، لذت و معنویت  را تنها در تفکر و  طبیعت بجوید و زیبایی را در ساده  زیست بودن، هیچ شانسی برای هیچ ندارد. زیرا طبیعت اندیشه های مانند خودش را در اندام خودش حل می کند در خودش جذب می کند و دوست ندارد هیچ اندیشه ای مانند اینها در دلش غده ای سرطانی بشود و ماهیتی جدا از خود را داشته باشد. بنابراین، اگرچه آدمی مثل من شاید این شانس را داشته باشد که بعد از مرگش   بتواند گلی بشود که از بوته ی شقایقی سر بر آورده و یا این فرصت دوباره به او داده شود  که بتواند از گلوی چکاوکی آوازی عاشقانه بخواند...اما در باور و اندیشه ی مردم هم عصرش، چیزی جز یک آدم  ساده و بی تکلف نیست. آدمی که به زعم آنها نتوانسته بیاید و خوب ژست روشنفکری بگیرد و برای افزایش محبوبیتش دست به دامان شراب ناب و سیگار و ارتباطات چندگانه شود.

در جهانی که میزان محبوبیت آدمهایش بیشتر به مدل  مو و ابرو و عشوه صدا و برش اندام و میزان وزن و مد پوشش و  تنانگیشان  بستگی دارد، و رنج آدمهایش بیشتر محدود به داشتن رژیمهای چاغی و لاغری و نداشتن فلان مدل بینی و گونه و لب  و اندام می شود،  همان بهتر که گوشه ای بنشینی، کتابی در دست بگیری...زیر لب آوازی بخوانی، لبخند ژکوند بزنی، ...خودت برای خودت باشی و بگذاری دلتنگیهایت در دلت، و سوالهایت در ذهنت همچنان شناور بمانند.

 

 

 

ویرایش نشده

 

/ 1 نظر / 11 بازدید
نافذ

در جهانی که میزان محبوبیت آدمهایش بیشتر به مدل مو و ابرو و عشوه صدا و برش اندام و میزان وزن و مد پوشش و تنانگیشان بستگی دارد، و رنج آدمهایش بیشتر محدود به داشتن رژیمهای چاغی و لاغری و نداشتن فلان مدل بینی و گونه و لب و اندام می شود، همان بهتر که گوشه ای بنشینی، کتابی در دست بگیری...زیر لب آوازی بخوانی، لبخند ژکوند بزنی، ...خودت برای خودت باشی و بگذاری دلتنگیهایت در دلت، و سوالهایت در ذهنت همچنان شناور بمانند. [دست][دست][دست] با اجازتون با ذکر نام و آدرس در بلاگم درج کردم