.....

نگران نباش نازنینم

همین روزها جنگ تمام می شود

و قطعات تن نازکت دوباره بهم می چسبند

و تو دوباره به کوچه می دوی تا

بابا پاهای قطع شده اش را از توی خیابان بردارد 

و بنای توپ بازی با تو را بگذارد

نگران نباش دلبندم؛ جگرپاره ام!

همین روزها جنگ تمام می شود و دوباره

تمام خاکهای غزه جوانه می زنند

و تو آرامتر از همیشه توپت را رها می کنی

تا به آن سوی دیوار غزه نیفتد

و اگر روی دیوار غزه نوشتی

لطفا توپ بازی مارا پس بدهید،

آنها بدانند که معنی توپ، یک توپ ساده است

و اینهمه بمب و تفنگ نمی خواهد

تا به بچه ها بفهماند

توپ بازیشان را نباید

آن سوی دیوار پرت کنند...

نگران نباش گل لاله ام!

من پاره های تنت را بهم دوخته ام

و بر درز تکه های تنت اشک چشم ریخته ام

تا روز پایان جنگ سر برسد

شاید دوباره زنده شوی...

 

راشین گوهرشاهی

/ 0 نظر / 6 بازدید