هشت سین

سین عزیزم! باید می دانستی که برای دو چیز هرگز انتهایی وجود ندارد: عشق و نفرت. باید قبل ازینکه پا به هستی در ذهن یک اژدها بگذاری، می دانستی که ادامه ی  بودنت همیشه برایش دلیلی می خواهد؛ یا تعبیر یک عشق و یا تحقق یک نفرت...خیلی از جزایری که آدمی گاهی برای تفرج بر روی آنها اقامتی جزئی می کند، در حقیقت قسمتی از اندام یک اژدهاست...این ماییم که تعیین می کنیم که با ملایمت و عشق و خواندن لالایی، همچنان اژدها را خواب و آرام نگه داریم و یا با نیش و کنایه و غرور و تفاخر و نامردمی، اژدها را خشمگین کنیم و تشنه ی بلعیدن خون...

سین عزیزم! خاطرت بماند که هر آدمی اژدهای خفته ای در درونش دارد! یک اژدهای تشنه به خون که اگر عنانش بگسلد می تواند جهانی را بسوزاند...می تواند انسانهای بی شماری را قلع و قمع کند...می تواند سرنوشتهای بسیاری را به فلاکت پیوند بزند...می دانی؟ در جنگ مابین دو اژدها همیشه قدرت در دست نیروی برترست و نیروی برتر، از  آن اژدهاییست که یوغ گناه آغازین تصادم؛ بال و پرش را نبسته و از قلمروی محتوم خود، دفاع می کند! پس با کلام مهربان و شیوای خود، هر اژدهایی را آرام کن...و از آغاز جنگ دو اژدها بپرهیز که چیزی جز ویرانی جهانها، در پی ندارد. 

***

تکه پاره های یک زندگی منطقی:

می دونین؟برای دوچیز هرگز انتهایی وجود نداره: عشق و نفرت. ما  آدما متاسانه همیشه مجبوریم فقط یکی ازین دو حالت رو انتخاب کنیم! همونی رو که سین می گه... همونی رو که سین می خواد! ...اگرچه این ماییم که انتخاب می کنیم دیگران عاشق ما باشن یا ازمون متنفر...این ماییم که انتخاب می کنیم که دیگران مثل غول چراغ جادو تمام خوبیای دنیارو برای ما بخوان ... یا مثل یک اژدهای وحشی چیزی برای ما نخوان جز سرتاپا سوختن و رنج کشیدن و سلاخی شدن و ویرانی مارو تماشا کردن.

  مردمی که به حریم ذهنی هم پا میذارن، فقط می تونن یا عاشق هم باشن، یا متنفر...چیز دیگه ای مابین این دو حس وجود نداره...و متاسفانه و معمولا همیشه دقیقا زندگی ما همونی میشه که همین دیگران برای ما خواستن و تو ذهنشون رقم زدن....همونطوری که زندگی اونام، دقیقا همونی میشه که ما تو ذهنمون براشون ساختیم و رقم زدیم!

اینکه هر آدمی فقط مسئول زندگی خودشه، به نظر من حرف کاملا مزخرفیه! زندگی ما بی نهایت تحت تاثیر همون دعاها و نفریناییه که توسط همین مردم، درحقمون میشه...

 درسته که  اگر استحقاق اون دعاها و نفرینارو نداشته باشیم، این دعا و نفرینا رومون اثر نمی کنه.. ولی چه خوبه  زمانی که دلی رو بدست آورده باشیم و اثرش رو توی زندگیمون ببینیم و....وای به زمانی که دلی رو شکسته باشیم...وای به زمانی که دلی رو شکسته باشیم...وای به زمانی که دلی رو شکسته باشیم!

 

پ.ن:خداوند اشکهای بندگان خود را نگه می دارد .

مزامیر داود، باب 58:8

 

ویرایش نشده

/ 0 نظر / 2 بازدید