اوه خدای عزیز...

کمی مشرف به پرتگاه ابدیت، چونان  همیشه نوری می درخشد؛

اوه ای خدای عزیز..! ممنونم که وجود داری!

قبل از افتادنم در خلایی که  محکوم به ابدی ماندن در آن هستم، 

می دانم که خدایی هست، و شاید دستم را بگیرد...

حتی وقتی در آن خلا سیاه بیفتم،

باز یادم می ماند که خدایی هست، و شاید دستم را بگیرد...

و همیشه همین امید خیالی که به خود می دهم،

تحمل ابدی  سیاهی و برزخ را برایم آسان تر می کند!

اوه خدای عزیز...ممنونم که وجود داری!

 

ویرایش نشده

/ 0 نظر / 7 بازدید