باران

آقا!

خانم!

لطفا همینجا بایستید...

لطفا همینجا که گفتم، توقف کنید!

ما داریم راهی را که نباید، می رویم!

ما داریم کاری را که نشاید می کنیم!

مگر نمی بینید که این چاله هایی که از حرمت باران پر است، این خاکی که با رنگ بی رنگی آب گل شده، هنوز نئشه ی آن شراب مقدسیست که از دستان عاشقانه آسمان نوشیده...هنوز بوی طهارت اوج را می دهد و حیف است که با گامهای خاکی ما، با گامهای بی معنای خاکی ما،  معنای آسمانی اش را از دست بدهد!

ای کاش در تمام چاله های آب جهان ماهی بود...همچنانی که  چاله ی ژرف آسمان، در پهنه ی پهناورش، اغلب شبها و غروبها و حتی روزها، ماهی دارد.

آقا! خانم! خواهش می کنم  کفشهایتان را دربیاورید و با این آب باران...با این آب تازه به دوران رسیده  باران، مهربان باشید....مشتی از آن را بر کف دست بگیرید و بر سراروی یکدیگرپاشید...قدری با پاهای برهنه با هم مانند پروانه ها برقصید و پای کوبی کنید...اتفاق عظیمیست آخر...نگاه کنید: باران آمده!

 

اینقدر بی رحم...اینقدر بی تفاوت...از کنار معجزات هر روزه ی خدا، نگذرید. 

 

/ 4 نظر / 2 بازدید
پیام

ای کاش در تمام چاله های آب جهان ماهی بود...همچنانی که چاله ی ژرف آسمان، در پهنه ی پهناورش، اغلب شبها و غروبها و حتی روزها، ماهی دارد.

پیام

ای کاش در تمام چاله های آب جهان ماهی بود...همچنانی که چاله ی ژرف آسمان، در پهنه ی پهناورش، اغلب شبها و غروبها و حتی روزها، ماهی دارد.

ذکرا

مردم به وسیله دنیا آزمایش می شوند پس هر چیزی از دنیا برای دنیا به دست آورند از کفشان بیرون می رود و بر آن محاسبه خواهند شد و آنچه را در دنیا برای آخرت تهیه کردند به آن خواهند رسید و با آن خواهند ماند ....... *امام علی ع-نهج البلاغه خطبه63*

پیام

سلام اتفاقی به وبلاگ تون برخوردم ،قلم بسیار ساده و روانی دارید و نگاه زیبا و گیرایی وقت نکردم تمام مطال تون بخونم سر فرصت میخونم. این کتاب هاتون به نمایشگاه کتاب میرسه میشه تهیه کرد؟؟